خرید بک لینک
هلووو گایزنمی دووونین چقدر دلم براتوون تنگ شدهو همین اول کاری بگم آقا جان هیچ جا وبلاگ نمیشهاصلا اینجا آدم یه حس ارامش و رهایی داره که هیچ جا این جوری نیستآقا عیدتووووون مبارکامیدوارم سالی سرشار از خنده و موفقیت و سلامتی داشته باشینیکی از اهداف سال پیشم حفظ این وبلاگ بودولی خوب نشد که بشه دیگههیچوقت دوست نداشتم اینجا انقدر سوت و کور باشهولی خوب با این حال من هیچوقت فراموشش نمی کنماون رفیقایی که اینجا پیدا کردم و من هیچ جا نداشتم تا حالا:))من به یه ثبات و آرامشی که برسم حتما حتما بر می گردمو وقتی بر گردم یَک یَکتون و زخمی می کنمتا اون موقع تمام تلاشتون و بکنین که فراموشم نکنین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: دوشنبه 13 تير 1401 ساعت: 23:50

میام، نمیدونم دقیقا چه زمانی ولی بدونین که میام.شاید دو ساعته دیگه شاید دو روزه دیگه شاید دو ماهه دیگهولی بدونین که به سال نمیکشه.بدونین که حتی وقتایی هم که نبودم دلم اینجا پیش شماها بوده.یه کامبک غرور آفرین میزنم و وب رو آپ میکنم، کامنت ها رو تایید میکنم و به تک تک وبلاگاتون سر میزنم.منتظر باشید تا اون روز...البته اگه هنوز کسی هست که دلش به این کلبه ی نمور و خاک گرفته بند باشه... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: دوشنبه 13 تير 1401 ساعت: 23:50

در جریان هستید که شنبه باس بریم مدرسه؟؟ واقعا الان نمیدونم باید خوشحال باشم یا چی ولی به نظرم جذاب میشه جذابیتش برا اینه که دیگه هر چقدر سر کلاس حرف بزنیم معلم متوجه نمیشه کی داره حرف می زنه و اینکه من بمیرم برا این شاخای مدرسه _زبووونم لال_ آخه ناخن های لاک زدشون دیگه زیر دستکش مشخص نمیشه تازه ویتامین لب رنگی ای که به بهونه ترک خوردن لبشون زدن هم مشخص نمیشه _البته الله اعلم که بهونس یا چی_ وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

شنبه رفتیم مدرسه گروهبندی شدیم من و دوستم رفتیم تو گروه الف و این هفته روز های زوج رفتیم مدرسه از این وضع حالم بهم می خوره ولی چه میشه کرد غیر از سازش معلمامون کلا عوض شدن تا اینجا با همشون حال کردم ولی معلم زمینمون خیلی حرف می زنه واقعا تحملش سخته برام ولی در کل معلم باحالیه تو مدرسه دیگه نمیتونم بپر بپر کنم و بقیه رو اذیت کنم یکی از دلیلاشم اینه که بیشتر دوستای پایم افتادن گروه ب پس ترجیح میدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

ولکن جهان را... قهوه ات یخ کرد! #علیرضا آذر +وای من اصلا عاشق این دو جمله شدم آدم حالی به حالی میشه با خوندنش هی دو قدم تو خونه راه میرم این جمله رو با خودم تکرار می کنم قفلی زدم روش ناجور یه جور ناجوری لعنتیه جذابه به آدم آرامش میده مگه نه؟! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

دیدین اعلام نتایج کنکوریا اومده؟ آدم نمیدونه بپرسه ازشون چه خبر؟ نپرسه ازشون چه خبر؟ آخه بپرسی اگه رتبشون بد شده باشه میشی آدم بده نپرسی اگه رتبشون خوب شده باشه بازم میشی آدم بده که یه احوالی ازشون نمی گیری من هرسال میگم که کنکور بدم رتبمو میزنم رو پلاکارد میزنم سر در خونمون ولی خوب نمیدونم تا اون موقع نظرم عوض خواهد شد یا چی ولی خدایی نباید اگه رتبه ی کسی بد شده یا خوب بر اساس رتبش قضاوتش کرد من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

امروز داشتم فکر می کردم که اگه بلاگفا و ... هم مثل اینستا می شد چقدر مزخرف می شد مثلا فکر کنین تو هر وبلاگی که می رفتی اولش با یه سری تبلیغات مواجه می شدی که: بچه هـــــــــــــا به وب فلانی برید و لینکش کنید خاطرات روزمرش و می نویسه و خیلی بامزس و... اصلا فکرشم عذاب آوره حالا یه سری شباهتا هم داره ها مثلا میشه به این لینک کردن به چشم فالو کردن نگا کنیم ولی در کل خدایا مرسی واقعا + به نظرتون چه جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

سلام بروبچ

یکم سرم شلوغه خلوت شه به زودی بر می گردم

کلی خبر تووپ براتون دارم

++صدف کامنتات رسیده

دمت گرم واقعا با این رتبت خیلی خوشحالــــــــــم کردی


برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

سلام شگفتا که من پس از مدت های مدید برگشتم فکر کنم اینبار طولانی ترین زمانی بود که غایب بودم یا رب روا مدار که این غیبت ها باز تکرار بشه و دلیل غیبتم یکم برنامه هام بهم ریخته شده بود که تا جمع و جورشون کردم طول کشید و از این به بعد درخدمتتون هستم خب بهتون گفته بودم که دوتا خبر دارم براتون خواستم بیام با خوشحالی بهتون بگم که بروبچ من همزمان هم برای بار دوم دارم خاله میشم و هم عمه ولی خوب متاسفانه بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

دارم یواش یواش اخفال میشم که یه چنل برا وبم بزنم همشم تقصیر این صفاست هی اخفال می کنه آدمو

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

سلام سلام سلام اومدم از همین تریبون اعلام کنم که عاقا من اخفال شدم و اخفال شدن هم عواقبی داره که هم خود آدم و هم اطرافیانو در بر می گیره خلاصه که یه چنل زدم برا وبلاگ تو تلگرام که اونجا راحت تر می نویسم البته اینجا رو ول نمی کنم یه وقت اشتباه فکر نکنین اگه یه وقتی احیانا آدرسشو خواستین کامنت بدین براتون می فرستم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

سلام می دونم خیلی نامنظم شدم و دیر به دیر میام وب ولی باید بهتون بگم که فعلا همین آشه و همین کاسه و شایدم کلا دیگه نیام تا بعد کنکور یعنی حدودا یک سال و نیمه دیگه :( ولی این و مطمئن باشین که به وباتون حتما حتما سر می زنم به وب خودمم سر میزنما برام کامنت بزارین ولی خوب فکر نکنم که بتونم دیگه پست بزارم نمی دونین چقدر دلم براتون تنگ شده دلم برای غر غر کردن تو اینجا تنگ شده ولی فعلا باید تمام زندگیمو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: جمعه 29 اسفند 1399 ساعت: 4:36

اینستاآدرس اینستامفالوم کنینmaede_ashrafii@+تقویم پلنری رنگی رنگیم رسید و مشتاق شروع سال 99 امکه شروع کنم به نوشتن توش+راسی به قول رها دوباره کراش زدماین شما و این امیلیا کلارکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: چهارشنبه 20 فروردين 1399 ساعت: 23:36

قالب

بروبچ واسه عید باس قالب وب و عوض کنم آیا؟

نَگین آره

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: چهارشنبه 20 فروردين 1399 ساعت: 23:36

منگــــــل2خوب بودن مثل داشتن یک کروموزوم اضافه ست منگل تصور میشی!این جمله رو قبلا گفتمولی بیشتر بیشتر که فکر کردم دیدمواقعا منگل بودن بد نیستته تهش اینه که دیگه آدمایی که منگل نیستن طرفت نمیانیعنی همون آدمای بدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی شاکری تاريخ: چهارشنبه 20 فروردين 1399 ساعت: 23:36

صفحه بندی